میتسوبیشی کیست؟ سالها پیش مردانی از سرزمین پارس و مازندران برای کار به ژاپن می‌رفتند. گویا آنجا پول خوبی به کارگرها میدادند. یکی از انها که از مازندران رفت قربان بود‌ . زن و بچه قربان در وضعیت اقتصادی سختی میزیستند برای همین قربان تصمیم گرفت به ژاپن برود و…
  مرد میانسال بعد از آنکه هوای در دهانش را با فشار بیرون داد، برگه‌های چرکنویس روی میزش را مرتب کرد و خودکار آبی روی آن را برداشت. اثر فشار آرنج دست راستش، روی برگه‌های سفیدِ زیر آن مانده بود. برگه‌ها را به سختی از زیر دستش آزاد کرد و…
پشت صندلی راننده نشسته بودم. تاکسی با نیش ترمزی از حرکت ایستاد تا پسر جوان ورزیده‌ای – که مشغول مکالمه با تلفنش بود – سوار شود. به محض نشستنش روی صندلی‌ تاکسی، تلفنش را قطع کرد و گفت: – ای بر پدر و مادر این مسئولین … گذر نگاهش از…
پاییز ۱۴۰۰: – … بعد از عمری تحقیق و تلاش تونستم تو رو پیدا کنم. خودت خوب می‌دونی که دخترای زیادی دور و برم بودن و با دونه‌دونه‌شون، چند صد ساعت صحبت کرده بودم. پای درد و دلاشون نشستم، اشکاشونو پاک کردم، اونا رو با خودم… چیز … یعنی ……

ایش

مرد جوان سرش را برگرداند و به در نیمه باز نگاه کرد. همزمان با هم، سه نفر وارد آموزشگاه شدند. نفر اول دختر جوانی بود که کوله‌‌ای سرمه‌ای رنگ از دوش سمت چپش آویزان کرده بود. صورت کوچک و لاغری داشت، ابروانش در حالت عادی‌، هلال کاملی تشکیل می‌داد. چهره‌اش…
از پشت بشکه‌ها، دو سایه‌ی کم‌‌رنگ در تاریکی، روی عرشه پهن شده بود. هوای مه‌گرفته‌ی شب تا نزدیکی موج‌های خروشان دریا رسیده بود. نفتکش ایرانی در آرامش کامل، در جریان سینوسی آب دریا طی طریق می‌کرد. عنقریب بود که اتفاق بزرگی رخ بدهد. خدمه‌ی ایرانی بی‌خبر از همه جا، روی…
حمله به ایران
موسیقی مقاومت
keyboard_arrow_up