دوست دارد چنان پِت (pet) اش باشد • یکّه سمپات ساکتش باشد
پایْ در خون خلق، سرخ کند • تا که پاهای او سِتاش باشد
بود گرمش، براش پنکه شود • سرد شد نیز، ژاکتش باشد
بکِشد چاربانده از اشرف • پَهنیِ اینترنتش باشد
روز تنگ نتانیاهو هم • دستمال توالتش باشد!
circle