برای یادگیری درس کلاس زبان امروز باید سفری داشته باشیم به اعماق مازندران، خیلی خیلی اعماق! باید پاچهها رو بالا بزنیم و وارد زمین کشاورزی بشیم. البته اگه دوست ندارید پاتون گِلی بشه میتونیم درس امروز رو با گشت و گذار توی باغ هم پیدا کنیم. درس امروز اسمش هست: «لیسک!»اگه ذهنتون رفت سمت لیس زدن بستنی که باید بگم نه. حتی لیسک با سین فتحهدار هم نیست که توی آشپزی و قنادی کاربرد داشته باشه. لیسک، با سین کسرهدار، یه موجود موذیه که دماغ نداشتهش رو بگیری جونش در میره. برای همین توی مازندران وقتی یه آدم ادای عصبانیت دربیاره، خطاب بهش میگن: خشم لیسِک!
برای شناخت این عبارت، مثلاً آدمی رو تصور کنید که تازه به قدرت برگشته و بقیهی دنیا رو تهدید میکنه که «فلان کشور و بهمان کشور مال ماست و هر کی با من مخالف باشه رو نابود میکنم» که در اینجا عبارت «خشم لیسِک!» وارد میشود و در ادامه هم کسی با گفتن «زارت!» جمله را به پایان میرساند.
حالا ولی همین نالوتی اگه حواست نباشه دمار از روزگار محصولاتت درمیاره و زحمات یه سالت رو به باد میده. برای همین، راهکار همیشگی برای مقابله، چیزی نیست جز «لیسِکدوا» که بزنیم به مزرعه و از شر این مزاحم خلاص بشیم.
شاید تا حالا حدس زده باشید که لیسک همون حلزونه؛ البته اکثراً از نوع دربهدر و بیخونه. شاید براتون سوال بشه که به نوع غیر دربهدر و باخونهش چی گفته میشه؛ که باید بگم برای دونستنش باید بستههای مازندرانشناسی مارو از سایت www.nokhodsiah.com تهیه بنمایید.
▪️ این مطلب رو در کنار کاریکاتورها و طنزنوشتهای جذاب دیگه در شماره ۳۵ شلمون بخوانید 👉








