ای کشورکان پستِ مزدورِ خبیث
مــا آتــش جـاویــد جهــانافـروزیـم
وی قـوم فریبکار بیدیـن و وطـن
ما شعـلـهی پر شـرارِ بنیـانسوزیـم
هرچند که از جنگ و جدل بیزاریم
در عرصهی انتقـام بس کینتوزیم
استـاد نبـردیـم و بـه میـدان عمـل
شیریم که پیل افکن و پندآموزیم
آمـارِ خبـاثـت شمــا را بـه تمــام
در دفتر ذهن خویش میاندوزیم
در بحر بلا و دشت خون چون مردان
طـوفــانِ شبیـم و آذرخــشِ روزیم
زین معرکه عرصه بر شما تنگ شود
در تنگه و در خلیـج مـا پیـروزیم
زان قافیهی رکیک خود بگذشتم! 😉
امـروز همـان تهمـتـنِ دیـروزیـم
یک بـار دگـر اگـر خیـانت بکنیـد
دندان و دهانتان به هم میدوزیم!
عصـر شتـر و شِـن به شمـا برگردد
گاوید شما شیرده و ما یوزیم









